خسته ام.................
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگانی،زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهای سرد و سنگين ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته،چشمهايی پينه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلیهای خميده،ميزهای صف کشيده
خنده های لب پريده ، گريه های اختياری
عصر جدول های خالی، پارک های اين حوالی
پرسه های بی خيالی، نيمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامی از ما يادگاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگانی،زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهای سرد و سنگين ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته،چشمهايی پينه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلیهای خميده،ميزهای صف کشيده
خنده های لب پريده ، گريه های اختياری
عصر جدول های خالی، پارک های اين حوالی
پرسه های بی خيالی، نيمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامی از ما يادگاری

+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۱/۱۶ ساعت 0:9 توسط پاییز
|